اشعار نماز
  صفحه اول -> اشعار نماز
چاپ صفحه
ارسال صفحه براي دوستان
اشعار نماز 1392-3-10
آثار نماز

معراج هر مقدس و هر پارسا نماز

تنها ستون محكم دينِ خدا نماز

مقصود از رسالت پيغمبران چه بود؟

اصل رسالتِ همه انبيا نماز

طاعات بندگان خدا مي‌شود قبول

از بنده گر قبول كند كبريا نماز

هرگز به گردِ منكر و فحشا نمي‌رود

بي شك به قربِ حضرت محبوب مي‌رسد

هر كس كند اقامه به صدق و صفا نماز

در هر شبانه روز بود پنج بار فرض

در صبح و ظهر و عصر، غروب و عشا نماز

فرزند من فريضه‌ي حق را بجاي آر

زيرا كه گشته فرض به شاه و گدا نماز

در آن زمان كه بانگ اذان مي‌شود بلند

بشتاب تا كنيم به مسجد ادا نماز

آغاز هر نماز به تكبير مي‌شود

تا بر خدا بريم به دور از ريا نماز

نيّت كنيم و قصد تقرّب به ذات او

يعني براي غير بود ناروا نماز

خواهي ز رنج و زحمت دنيا رها شوي

دردِ تو را است راه علاج و شفا نماز

راه بهشت همسفران در اطاعت است

يعني بود به جنّت حق رهگشا نماز

داني پيام شاه جگر تشنگان چه بود

در تنگناي حادثه‌ي كربلا، نماز

آماج تير دشمن دين بود و مي‌گشود

تفتيده لعلِ خويش به تسبيح يا نماز

خوش گفت «عندليب» خدايا قبول كن

از راه لطف، بنده‌ي دلداده را نماز

خوش گفت «عندليب» خدايا قبول كن

لحظه‌ سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا

لحظه‌ سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا

 نماز سحر

به خــــــرابــــــات روم بهـــر نگهداري دل
 
تا بر پير كنم شكــــــــوه زبيمـــــاري دل
 
او شــب و روز بســــوزد زغـــــم عشق بتان
 
من بسوزم به غــــم و رنج گرفتــــاري دل
 
اشك من سرخ و رخم زرد شد و موي سپيد
 
روز من گشت چو شب بهر سيه كاري دل
 
هر چه كرديم عـــلاج دل بيمـــــار نشــــد
 
تنگ شد حوصـــله از بهـــر نگهداري دل
 
خواب راحت نكنــــد آنكه دلش بيدارست
 
ماشبي صبـح نكـــــرديــــم به بيداري دل
 
اي فنــا چارة دردت نتـــــوان كـــــرد مگر
 
اشك خــــــونين و نماز سحر و زاري دل
 
 نماز آخرين
 

به نماز بست قامت كــه نهــد بــه عـرش يارا
به خدا علــي نبينــد به نمــاز، به جز خــدا را
چو بگفــت نــام « ا... » و ادا نمـــود « اكبــر»
بگرفت هيبت حــق همــه ملــك ما سِوي را
نَبًوُد زسجده خوشتر، به خـدا قســم، علـي را
كه خــداي مي پسنــدد به ســجود او دعا را
به نماز آخــرينش چـه گـذشت؟ مـن نـدانم
كه نداي دعوت آمد، شه ملــك«هل اتي» را
شب تار از اين مصيبت، بدريـد سيــنه خــود
اثــرات اين سحـــر شـد همــه جاي آشكارا
چه گذشت يارب آن دم به دل غمين زينب؟
چو بديد غرفه در خون،سروروي مرتضي را
زشهــادت علــي شــد چــو تمـام صبر زينب
چــه كنــد اگــر كــه بيند شهداي كربلا را؟
زگــناه خــود به محشر چه غمت بود «حسانا»
كه ولاي او كشــانــد بســوي بهـشت مــا را
 
حبيب چايچيان
لحظه‌ سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا

قيصر امين پور

 سرودفرشتگان

  
اي داستان زلـف تـــــوام شب دراز كــــن
وز نيمه شب دريچــــه صبحـــم فراز كن
تا آسمان خم شده، بـــــا اشــــك اختـران
ديدم بر آستـــــان تـــو راز و نـيـــاز كن
از سوز دل به زمزمه دمســـــاز مي‌شــــويم
با بلبلان شب، همه شــب نغمه ســـاز كن
زنگ شتــــر نـــــوازم و آهنــــگ كاروان
اي آرزوی  حج و سفـــر در حجـــاز كن
صبح است،‌چشم وچشمك اين اختران ببند
اي غنچه‌هاي گل به رخت چشم باز كن!
وقت است دست و روي بشـويم، نمـــاز را
مريم نشسته بر لـب جـــــو دستـــــاز كن
آفاق و كوه و جنگل و دريا و هر چه هست
بينم به گـــــرد كعبــــة كــويت نماز كن
هر جلوه‌اي به چشم حقيقت جمــال توست
ما عاجزان نظاره به چشــــم حجــــاز كن
سرو چــمــن نهـــــاده بر ايــــن در ســر نياز
اي سركشي به قامت چون ســـرو ناز كن!
تا روزه‌ام بـــــر مــــرتع افـــلاك مي‌چرم
آري رسن دراز بـــــود تـــــرك آز كن
آري مــــن اهـــل رازم و دســت طلب دراز
هــــر نيمـــه شب به درگه داناي راز كن
اي آه عــاشقـــــان و ســـــرود فرشتــــگان
پـــرچــــم به بام عرش تو در اهتزاز كن!
دستـــي گــــره بـــه كار من ناتوان زده است
بفــــرست نـــــاخني گـره از كار باز كن
چون شهســــوار طبع تو هم كيست ، شهريار!
بــا تيغ و توســـــن تتري تــــركتـــاز كن
 
شهريار

مناجات سحر

صلا زدند كه برگ صبوح ساز كنيد

به ساز مرغ سحر ترك خواب ناز كنيد

مي‌خمار شكن مي‌دهند كز سرها

خمار چون شكن زلف يار باز كنيد

سرود بدرقه‌ي كاروان شب خوانيد

در اي قافله‌ي صبح پيشواز كنيد

به ساز زهره، سماوات مي‌دهد پيغام

كه گوش دل به مناجات اهل راز كنيد

وضو به چشمه‌ي صهباي صبحدم سازيد

به سوي قبله‌ي ميخوارگان نماز كنيد

چو بلبلان بهاري به اهتزاز نسيم

هواي شور و نوايي به سوز و ساز كنيد

يگانه راز و نياز قبول اهل دل است

دو گانه‌اي كه به درگاه بي‌نياز كنيد

سر نياز فرود آوريد و نذر قبول

به زير قبه‌ي اين بارگاه ناز كنيد

نگين خاتم جم در نماز مي‌بخشند

نظر به حلقه‌ي رندان پاكباز كنيد

يگانه راز عروج مقام قرب اينست

كه از گروه عزازيل احتزاز كنيد

به زلف يار اگر دست يافت آه سحر

بسا كه پرچم عزت به اهتزاز كنيد

يكي است نغمه اگر زخمه‌ها به زير و بم است

به پرده‌هاي حقيقت رهِ مجاز كنيد

اگر به ساز دل شهريار گوش دهيد

جهان پر از طرب و شور و شاهناز كنيد

سيد محمد حسين شهريار

نهانخانه اسرار
 


 
بـــر در ميــكــده از روي نيـــاز آمــــده‌ام
پيش اصحاب طريقت به نماز آمده‌ام
از نهــــانخــــانه اســــرار نــــدارم خبــري
به در پيرمغـان صــاحب راز آمــده‌ام
از سـر كوي تو رانــدنــد مــرا بــا خــواري
با دلي سوخته از بــاديه بــاز آمــده‌ام
صوفي و خرقة خود، زاهد و سجاده خويش
من سوي دير مغــان نغمه نواز آمده‌ام
بــا دلــي غمــزده از ديــر به مسجـد رفتــم
به اميدي هِله با سوز و گـداز آمـده‌ام
تــا كنــد پــرتــو رويـت بـه دو عـالم غوغا
بر هر ذره به صــد راز و نيــاز آمده‌ام
 
امام خميني

عناوین
  صفحه اولاخباربرنامه های استانیاوقات شرعي شهركرداحاديث نماز معرفی نرم افزار با موضوع نمازچهل نكته پزشكي نماز ستاد اقامه نماز دريك نگاهاشعار نمازچگونه نماز بخوانيمتفسير نوردانلود اذان مناجات قراندانستنی های مذهبی دانستنی های نمازاستفتائات از محضر مقام معظم رهبری(دامت بركاته)وبلاگ های تخصصی نماز استانسایتدفاتر شهرستان هافرمایشات گوهر بار مقام معظم رهبری(دامت بركاته)فراخوان و مسابقاتدستگاه هاپیوندهاخبرگزاریهاسایت اقامه نماز دستگاه هاگالريدفتر ميهمانانتماس با ماجستجومدیریت
احاديث نماز
» نماز درايات و روايات 1
» احاديث نماز
» نماز میت و احكام آن
» یك هزار حدیث در یكصد موضوع
معرفی نرم افزار با موضوع نماز
» معرفي نرم افزار نماز
» معرفي نرم افزار آموزش نماز كودكان
چهل نكته پزشكي نماز
» نكته اول
» نماز در شخصيت جوانان
» نكته سوم پزشكي
» نكته دوم پزشكي
» نكته چهارم
اشعار نماز
» اشعار نماز
» اشعارعارفانه نماز
چگونه نماز بخوانيم
» وضو
» بخش دوم غسل
» تيمم
» اوقات نماز
» اذان واقامه
» خواندن نماز
» فلسفه نماز چیست
» داستانهاي نماز
دانستنی های نماز
» پرسش و پاسخ كوتاه
» داستان هایی از نماز و دعا
» اسرار نماز در كلام امیر مومنان علی علیه السلام
» عوامل قساوت قلب
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
رمز عبور خود را فراموش کرده ايد؟

خبرنامه
  
اشتراک قطع اشتراک
 RSS